تبليغاتX
بازی های رواني - زباني

بازی های رواني - زباني

ارائه ديدگاههايی درباره روانكاوي , فلسفه و شاید هم سينما

از كنار هم مي گذريم

1- همراه با جمعيتي انبوه از خيابان بسيار تنگي مي گذشتيم بي هيچ حرفي يا فريادي. زنها ، مردها  و دختران جوان، با هم به آرامي.  نفس در سينه ها حبس شده بود از ترس، از دلهره. تا اينكه بوي سيگار پيچيد. آنگاه فرياد هم پيچيد : آقا سيگار نكش!

2- معتقدم كه موتور سوارها در هيچ شرايطي نمي ايستند و هميشه راهي براي  عبور پيدا مي كنند از لابه لاي ماشينها و آدمها، از پياده روها و از جاهاي ديگر. اصولا آدمهاي موتور سوار فلسفه اي دارند و آن هم اينكه: بايد بروند! اما روزي يكي از آنها را ديدم كه پشت چراغي قرمز توقف كرد!   مانده بود تا سيگاري بگيراند و برود.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 0:44  توسط سعيد جهانيان  | 

پي گيري يك خط سير چندين ساله

در زندگي هر كسي همواره مي توان رخداد ها يي را يافت كه در طي سالهاي طولاني عمر او رخ مي دهندبه صورتي كه مي توان ارتباط محكمي بين آنها برقرار كرد.  اين وقايع از آنجا كه تاثير چنداني در مسير حيات فرد ندارند،‌ اغلب به اسم تصادف و اتفاق ناديده گرفته مي شوند. علاقه شخصي من به همين موارد جزئي و به ظاهر پيش پا افتاده بسيار زياد است و معتقدم كه اينها  تصادفي نبوده بلكه ارتباط تنگاتنگي با ويژگي ها و ساختار رواني هر فرد دارد. در ادامه به ذكر مثالي از اين گونه رخدادها مي پردازم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 17:11  توسط سعيد جهانيان  | 

ما نیز مردمی هستیم

ما بيشتر از هر چيزي به گل هاي قالي شباهت داريم.  در كنار هم و بي هيچ جهتي. رنگي و پر عشوه، لبريز از نيروهايي مرموز. نيروهايي كه با آنها خودمان و ديگران را پير مي كنيم. پير شدن شايد تنها دعايي باشد كه مادران از صميم قلب براي فرزندان خود مي كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 2:32  توسط سعيد جهانيان  | 

عادت آقاي دكتر ب

از چنين كسي معمولا انتظار مي رود كه حداقل براي يكبار نامش در برخي محافل شنيده شده باشد. در غير اين صورت مي توان بر خود قبولاند كه : چيزي بارش نيست!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 3:7  توسط سعيد جهانيان  | 

براي پسري كه هنوز ندارم!

سلام پسرم

من پدرت هستم.

اين نامه را زماني برايت مي نويسم كه هنوز نه مادري داري و نه هيچ كس ديگري را !  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 0:6  توسط سعيد جهانيان  | 

" زندگي شيرين " شيخنا بوسعيد!

......... و مهتر را بخواند و گفت ما را جايي خوش بايد،‌ مهتر باغي خوش داشت آنجا دعوتي بساخت نيكو و شيخ را با جماعت برد و ايشان آنجا آن روز خوش گذاشتند.  ديگر روز از آنجا برفتند.

............................................

"زندگی شیرین" عنوان يكي از فيلم هاي فدريكو فليني است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 13:2  توسط سعيد جهانيان  | 

سرگذشت عجيب بنجامين باتن : كشف يخ

همه آنهايي را كه مي شناسيم در حال آب شدن هستند- درست پيش چشم ما- و ما هنوز كشف شان نكرده ايم; كشف يخ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 10:27  توسط سعيد جهانيان  | 

برخي شطحيات بايزيد

 

ابو يزيد گويد كه " خداوند –جلَ اسمه-  در عالم بنگريست، نديد معرفت خود را اهلي. ايشانرا مشغول كرد به عبادت خويش".


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 8:55  توسط سعيد جهانيان  | 

میرزا علی(4)

ميرزا علي چند پسر داشت كه بيشتر اوقات سال را خارج از ده به سر مي بردند. مثلا حاجي كريم پسر بزرگ او در يكي از شهرهاي نزديك ده كارگري مي كرد و فقط چند روز مانده به عيد نوروز و يا ايام محرم و سينه زني سر و كله اش پيدا مي شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 10:15  توسط سعيد جهانيان  | 

ساختار و عدم قطعيت : مرثيه اي براي گم گشتگي آزادي

برای ناصر


وضع به گونه اي است كه مي توان انتظار هر چيزي را داشت. تجربه نشان داده است كه هيچ گونه برنامه ريزي و پيش بيني اي امكان پذير نيست. نه اينكه نتوان برنامه اي تدوين كرد كه اتفاقا چنين موردي را زياد مي بينيم. مساله آن است كه اجرايي شدن هر طرح و برنامه اي به شدت تحت تاثير عوامل پيش بيني نشده است. اگر موفقيتي براي كسي حاصل شده است مي توان به راحتي نقش عناصر تصادفي و اتفاقي را (رويداد هايي كوچك با تاثيراتي بزرگ) در آن نشان داد و ناكامي ها و عدم توفيق ها را نيز همينطور. واقعيت آن است كه محيط زيست پيرامون ما سرشار از رويداد ها و اتفاقاتي است كه گاه هر يك به تنهايي مي توانند تمامي مسير زندگي ما را متحول كنند

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 9:42  توسط سعيد جهانيان  | 

میرزا علی (3)

واقعيت آن است كه ميرزا علي در ميان  دسته بندي ها ي موجود بين طايفه ها و خانواده  هاي ده از اهميت خاصي برخوردار نبود و بدليل آنكه خود نيز صاحب تيره و فاميل بزرگي نبود به عنوان كسي كه در مواقع خاص روي نظر و رفتارش حساسيتي وجود داشته باشد، مطرح نبود. اما خوب مهمترين ويژگي او اين بود كه مي توانست مدتها بي وقفه حرف بزند و مسايل مختلف و به ظاهر بي ربط را به هم مربوط سازد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 11:7  توسط سعيد جهانيان  | 

سکوت شما مایه رضایت ماست!

خوب البته آدمي نيستم كه كسي انتظار دوستي هاي آنچناني و رفاقتهاي جان فشانانه از من داشته باشد. هيچ وقت هم بياد ندارم كه تلاشي در اين زمينه كرده و يا نشانه اي از چنين چيزي بروز داده باشم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 11:40  توسط سعيد جهانيان  | 

چاقو در آب; زندگي خوش و كوتاه فرانسيس مكومبر(1)

مقدمه

اين كه در عنوان نام دو اثر از دو هنرمند (پولانسكي و همينگوي) را در كنار هم آورده ام البته بدليل آن است كه معتقدم اين دو از يكديگر مستقل هستند و شك دارم كه مثلا پولانسكي فيلم خود را با الهام از داستان همينگوي ساخته باشد. آن چه در اين دو مشترك است و در واقع انگيزه اصلي در نگارش اين مطلب به شمار مي رود، به تصوير كشيدن ظرافتها و توجهات زنانه اي است كه شايد در نگاه اول به اين دو اثر به چشم نيايند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 13:17  توسط سعيد جهانيان  | 

ميرزا علي (2)

فرداي آن روزي كه بدن ميرزا علي را از لاي  سنگها و آهن آلات تراكتور روماني قديمي اش بيرون كشيدند، هوا كمي گرفته بود و بادي آزار دهنده تمام گرد و خاك كوچه هاي ده را نثار هر جنبنده اي مي كرد. از وقتي كه علي عسگر پسر محمد قلي با گلوله اي اشتباهي  در محل خدمت سربازي  اش در يكي از شهرهاي دور شهيد شده بود،  رسم بود كه تا يك سال بعد از هر مرگ و ميري، هيچ مراسم  سور و ازدواجي برپا نمي شد. تا اينكه همين پارسال كه در فاصله اي كوتاه،  چند تا از پير مردهاي  اصل و نسب دار از دار دنيا رفتند،  قرار بر اين شد كه عروسي ها و عزاها ربطي به هم نداشته باشند و هر كسي به تناسب دوري و يا نزديكي به مرده ها، و با در نظر گرفتن همه جوانب،  به طور مستقل تصميم بگيرد و در فلان فاتحه خواني يا بهمان ساز و دهل (عروسي)،  شركت كند. البته چنين ابتكاري بي حرف و حديث هم نبود. بالاخره ده كوچك بود و لااقل روزي يك بار هم كه شده اهالي چشم در چشم هم مي شدند. جنازه ميرزا علي را ديدم كه لاي يك  قالي گلخار لاكي پيچيده شده بود و آن را  با يك تابوت آهني سر دست حمل مي كردند.  جوانها كمتر همراه جمعيت بودند و بيشتر كنار ديوار ها ايستاده يا نشسته، تماشا مي كردند. با توجه به مسير حركت تشييع كنندگان، معلوم بود كه قبرستان بايد در منتهي اليه شرقي ده،‌ يعني پشت باغ زردآلو باشد. سالها  بعد از اين ماجرا ، هرچه گشتم در آن سمت و سو  قبرستاني نديدم و يا حتي نشاني از اينكه قبلا قبري آنجا بوده باشد ، به چشمم نيامد.  قبرستان فعلي ده كه بسيار قديمي هم به نظر مي آيد، در طرف غربي ده واقع شده و كساني مثل علي عسگر (تنها شهيد ده ) هم  آنجا دفن شده اند.  

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 15:59  توسط سعيد جهانيان  | 

درمان تاريخ!

"در زير آفتاب، چيزي تازه نيست"

مقدمه :‌ در لحظه اي كه اين متن را مي نويسم،‌ در نهايت سلامت عقل و آرامش روان  بسر مي برم و از هيچ گونه نارضايتي و ناكامي رنج نمي برم.  اوضاع بر وفق مراد است و در زندگي شخصي و غير شخصي  خود از تنوع و نشاط كافي برخوردارم (الحمدلله!).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 16:53  توسط سعيد جهانيان  | 

بازي با بعضي چيزها

 

اول :

يادم مي آيد هزار سال پيش از اين، زاغكي هزار قالب پنير دزديده بود ؛ شايد روزي ، روزگاري ، روباهي ، شايد .....

دوم :

من كه گفته بودم  به اين چيزها اعتقادي ندارم ؛ خودت رفتنم را ديدي در ته آن فنجان تاريك!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 10:24  توسط سعيد جهانيان  | 

گسست از "شخصيت" جمعي‌ / اضطراب امكان باوري

با ظهور انديشه امكان باوري شخصيت جمعي تخريب مي شود و افراد در پي واكنشهاي رواني به آن،  اغلب از قالب شخصيت خارج شده و تبديل به تيپهاي تك بعدي و يك ساحتي مي شوند. اين وضعيت مقدمه اي است براي شكل گيري " شخصيت فردي"  كه نه برمبناي الگوها و مباني تقدير باوري كه بر انديشه امكان باوري استوار است. شخصيت فردي مبتني است بر شكل گيري لايه ها و سطوح مختلف رواني و زباني در شرايطي كه هيچ اميدي به پايه ها و بنيادهاي هويتي پيشين نمي رود.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 9:3  توسط سعيد جهانيان  | 

استمرار " كودكي" ; سر آغار " ابر انسان"

كودكي امري بي پايان است. 

 انسان هيچ گاه از كودكي خود خارج نمي شود.

زبان و امكانهاي بي شمارش با كاركردهاي پر قدرت خود بنيانها و بنيادهاي قابل اتكايي توليد كرده و توهم "گذر از كودكي" را براي انسان  ايجاد مي كند  .

در چنين موضعي آشكارا  كانت را در مقابل خود قرار داده ايم،  آنجا كه مي گويد: "  روشن نگري، خروج آدمي است از كودكي  خود. كودكي اي كه مقصري جز خود انسان ندارد. كودكي،  ناتواني در به كار گرفتن فهم خويشتن است بدون هدايت ديگري"‌.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 9:21  توسط سعيد جهانيان  | 

پيدايش الگوهاي نوروتيك :‌ آسيب شناسي زندگي روزمره

در اين نوشتار قصدم نشان دادن آن است كه چگونه برخي از الزامات و تغييرات برنامه ريزي شده  به طور ناملموس و تدريجي موجب ايجاد شكلهاي يكسان و سبكهاي استاندارد زندگي به صورت الگوهايي مقبول و پذيرفتني شده و بخش هايي كلان از جمعيت جامعه را جهت دهي و هدايت مي كنند.  الگوهايي كه در تحليل نهايي بيانگر انواع جنبه هاي مختلف ناكامي و سركوبي بوده اما در قالب هنجارهاي غير قابل ترديد اجتماعي بر تنظيم و سازمان دهي رفتارهاي زندگي روزمره حكم فرما هستند. برخي از اين الگوها عبارتند از فرهنگ شهر نشيني و آپارتمان نشيني، فرهنگ صرفه جويي، فرهنگ انضباط روابط جنسي و همچنين فرهنگ تحصيل و كسب علم . كاركرد تمامي اين الگوها ايجاد برچسب هايي براي پوشش دادن به يكساني و تكرار رفتارهاي افراد ي هستند كه بنا بر شرايط ذاتي پيشرفت تمدن به طور كلي و همچنين الزامات هر جامعه به طور خاص ، گرفتار روزمره گي اي هستند كه البته همواره همچون يك نشانه بيماري مورد اعتراض آنها بوده است.( غر زدن هاي هميشگي و ناليدن از تكرار و روزمرگي زندگي).  در ادامه به ارائه برخي از عوامل ايجاد رفتارهاي نوروتيك و الگوهاي برچسب شده بر هر كدام از آنها پرداخته مي شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 0:49  توسط سعيد جهانيان  | 

آدمها روي پل

صحنه سوم

] زن جوان[ .... مي دونيد! به نظر من هر كسي بايد زندگي رو از دريچه نگاه خودش ببينه!

] مرد جوان[...( با قيافه آدمهاي منطقي) البته!

] زن جوان[ ...شما با حوادثي كه براي آدمها رخ مي ده چطوري بر خورد مي كنيد؟

] مرد جوان[ ... سعي مي كنم اين حوادث رو از نگاه آدمهايي كه درگيرش هستند ببينم.

] زن جوان[ ... عجب!

] مرد جوان[ ... خيلي جالبه! من فكر مي كردم فقط آقايون مي گن : عجب!

] زن جوان[ ... من هم خودم همين طور فكر مي كردم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 0:11  توسط سعيد جهانيان  | 

جاده هاي مورد علاقه من

قبل از تماشاي آخرين فيلم ديويد لينچ يعني " امپراتوري درون[1]" ، بسيار مشتاق بودم كه بتوانم آن را در كنار " جاده اسكونديدو[2]" اخرين آلبوم جي.جي كيل و اريك كلاپتون به عنوان دو اثر مورد علاقه ام (كه هردو در يك سال ارائه شده اند) معرفي كنم و از اين بابت با خيال راحت سر بر بالين بگذارم. اما بدبختانه در حال حاضر كه در دوران " پسا – امپراتوري درون" به سر مي برم از رسيدن به اين آرزوي كوچك نا اميد شده ام. تنها راه حل باقي مانده آن است كه شرط توليد در يك سال را كنار بگدازم و بر كيفيت ذاتي آثار اكتفا كنم . پس از نظر من جاده مالهالند[3] همچنان برترين اثر لينچ مي ماند  و در كنار جاده اسكونديدو قرار مي گيرد.  حالا كه خوب فكر مي كنم مي بينم سه جاده را دوست دارم: جاده مالهالند، جاده اسكونديدو و البته جاده فليني.



[1] Inland Empire, David lynch, 2006

[2] The road to Escondido, J.J Cale & Eric Clapton, 2006

[3] Mulholland drive

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 0:7  توسط سعيد جهانيان  | 

نمونه هايي از مانياكو دپرسيو قرن هفتمي

و بزرگی ديگر قيامت به خواب ديد که ندايی درآمدی که مالک دينار و محمد واسع را در بهشت فروآوريد . گفت :بنگرستم تا از اين کدام بيشتر در بهشت رود ؛ مالک از پيش درشد . گفتيم :ای عجب محمد واسع فاضلتر و عالمتر . گفتند :آری.اما محمد واسع را در دنيا دو پيراهن بود و مالک را يک پيراهن. اين تفاوت از آنجاست که اينجا هرگز پيراهنی با دو پيراهن برابر نخواهد بود .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 15:23  توسط سعيد جهانيان  | 

ميرزا علي

رفته بودند تا شايد ميرزا علي را از مرگ حتمي نجات دهند. از قبل از غروب آفتاب چو افتاده بود كه بين تراكتور و ديواره سنگي كوه گير افتاده است.  پدر داشت به جبران كيسه كشي محمد حسين ، پشت او را با نرمي خاصي برق مي انداخت. نمي دانم چرا وقتي با كيسه به جان من مي افتاد هيچ از اين ظرافتها به خرج نمي داد. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 0:12  توسط سعيد جهانيان  | 

بازي با متن!

آقا همين كه گفتم. هيچ جاي بحث هم نداره. من تعهد دارم . بعد از كلي زحمت و دردسر اين آدم ها رو جمع كرديم كه يه چيز درست و حسابي از كار در بياد! نمي خوام با زمثل هميشه بزني به بيراهه ! يه لطفي بكن و اوون حس و حالي رو كه دوست دارم ايجاد كن برام. امروز مي خوام توي اين زير زمين يه كاري كنم كارستون. بچه ها شما ها هم سنگ تموم بذارين!

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 18:1  توسط سعيد جهانيان  | 

ليوتار و حساسيت به روايتهاي كلان

 تشريح پست مدرن براي كودكان[1]

 

" پست مدرن خود بخشي از مدرن است وچيزي به معناي پايان مدرنيسم نيست بلكه نمايانگر آغاز و تداوم آن است" . تنها در چنين بستري است كه امكان فهم و درك عميق مدرنيته و فراورده هاي آن حاصل مي شود. از اين ديدگاه  "يك اثر(متن ادبي و يا اثر هنري) تنها هنگامي مدرن است كه از پيش پست مدرن باشد(Lyotard,1984)

 [1] عنوان يكي از آثار ژان فرانسوا ليوتار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 11:57  توسط سعيد جهانيان  | 

حكايت آن مسافري كه عصباني نشد; گزارش يك شكست طبقاتي!

 براي آنكه به موقع در محل يك جلسه حضور پيدا كنم بیشتر مسير را طی کرده بودم و مانده بود تكه پاياني  كه مي بايستي براي پيمودنش منتظر تاكسي باشم. اين تكه از آن بخشهاي معروف شمال تهران جايي بين نياوران و فرمانيه بود. تاكسي جلوي پايم ترمز كرد و مطابق معمول در صندلي عقب نشستم . ماشين از آن پيكانهاي دهه شصت بود كه هميشه با حسن نيت مردم رو برو مي شوند و هيچ كس در تاكسي بودنشان ترديدي به خود راه نمي دهد !.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 10:52  توسط سعيد جهانيان  | 

هرمنوتيك گادامر; اقتدار سنت/ گريز از محافظه كاري(2)

اگر از " سنت"  تنها معناي " سنت مدرن"‌ را در نظر داشته باشيم، آنگاه مي توان قرائت گادامر از سنت را محافظه كارانه دانست ، محافظه كارانه همچون امري مقاوم در مقابل تغيير پذيري. به نظر مي رسد كه انعطاف پذيري و نرمش در مقابل تغيير،  هسته تفكر مدرن بوده و آزادي در معناي اخلاقي، اجتماعي،‌ سياسي ، تكنولوژيك و همچنين اقتصادي حود ، بخش مركزي اين نوع از تفكر باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 15:0  توسط سعيد جهانيان  | 

زبان جهاني / جهان زباني : مقدمه اي بر نقد يك ايدئو لوژي(1)

هدف عمده از طرح اين مبحث نمايان كردن تفاوت هاي اساسي بين  دو مفهوم "جهاني" و"جهاني سازي" است. جهاني سازي متكي بر طرحهاي آگاهانه و از پيش تعيين شده اي است كه بر خلاف ادعايي كه در پس آن نهفته است  توانايي "جهاني" كردن هيچ كدام از موضوعات مورد نظر خود را ندارد(اختلاف بين جهاني و جهاني سازي بسيار شباهت دارد با اختلاف در دو مفهوم مدرنيته و نو سازي). در واقع بر اساس  ديدگاهي كه در اين نوشته به دنبال طرح آن هستم، هر" چيزي"‌ پيش از آنكه بخواهد تحت سازوكارهاي گسترش دهنده جهاني سازي قرار گيرد، خود  " جهاني" است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 18:24  توسط سعيد جهانيان  | 

هرمنوتيك گادامر; اقتدار سنت/ گريز از محافظه كاري(1)

از هنگامي كه گادامر، به عنوان برجسته ترين شاگرد هايدگر، نظريه هرمنوتيك فلسفي خود را ارائه كرده است و به طور خاص با انتشار كتاب او تحت عنوان "‌حقيقت و روش " ، هدف انتقاد هاي بي شماري بوده است.  جهت گيري كلي اين انتقادها آشكار ساختن دو خصلت محافظه كاري و نسبي گرايي در نطرات گادامر  بوده است. در اين نوشتار  نشان داده مي شود كه چگونه - با توجه به تاثير پذيري گادامر از هگل-  هرمنوتيك فلسفي گادامر را نمي توان  به محافظه كاري متهم نمود. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 12:49  توسط سعيد جهانيان  | 

وقتي كه يك نويسنده بي تجربه باشد!

مرد با  عجله تمام در حال بستن چمدان لباسهايش است.  د رگوشه اي از اتاق اجاره اي او در طبقه پنجم از يك ساختمان قديمي كه مشرف به يك حيابان بزرگ است، سگ كوچكش تمامي حركات  او را تحت نظر دارد. در ساختمان روبرويي دختر بچه اي از پنجره اتاقش در حال تماشا كردن خيابان و عبور ماشين ها ست. دختر بچه اگر نگاه خود را بچرخاند مي تواند داخل اتاق مرد را هم ببيند ولي او فعلا  علاقه اي به چنين چرخشي ندارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 11:27  توسط سعيد جهانيان  |