تبليغاتX
بازی های رواني - زباني

بازی های رواني - زباني

ارائه ديدگاههايی درباره روانكاوي , فلسفه و شاید هم سينما

بيگانه آلبر كامو (بيانيه اي در باب شيء شدگي انسان)

شي ء شدگي درست لحظه اي روي مي دهد كه انسان به دنبال يافتن راههايي براي رهايي از هم سرنوشتي با ديگر چيزها، تلاش آگاهانه و طاقت فرسايي را آغاز مي كند. در اينجا عبارت معروف فردريش هولدرلين به ذهن خطور مي كند كه : "هر جا خطري باشد، نجات بخش هم آنجاست"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 14:28  توسط سعيد جهانيان  | 

گذر از واقعيت گريزي (گرايي)مدرنيستي در هنر ( با تمركز بر سينما و احتمالا ادبيات)-1

نسبت هنر با واقعيت چيست؟‌  مدتها آثار هنري خلق شده معطوف به بيانگري و ارجاع شرافتمندانه و توام با وفاداري به واقعيت بوده و درپي باز نمايي هرچه بهتر و كاملتر آن بودند(رئاليسم اوليه) . اما روزي رسيد كه نفي كنندگان واقعيت از راه رسيدند و در راه رهايي ذهن از اسارت  آن كوشيدند. ويرجينيا وولف در جايي گفته است كه"هنر آفرينش دوباره واقعيت نيست. از آن كثافت همان يك نسخه كافي است".
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 9:53  توسط سعيد جهانيان  | 

عشق شرقي- عشق غربي(1)

يكي از  نقاط متمايز كننده انديشه هاي شرقي در مقابل تفكرات غربي، همين واژه مشكوك "عشق" مي باشد.  تلاش مي كنم كه در چند نوبت نظرات خودم را در مورد تفاوتهاي بسيار معني دار عشق در دو پارادايم هستي شناختي غربي و شرقي ارائه كنم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 15:28  توسط سعيد جهانيان  | 

چه كسي امير (من)راكشت(دوست دارد)؟

اگر مي خواهيد يك فيلم معمولي ببينيد، اين فيلم را نبينيد"

جمله بالا يا چيزي شبيه به آن را مي توان بر در و ديوار سينماهاي نمايش دهنده فيلم مذكور مشاهده كرد و با توجه به اخبار ناخوشايندي كه از نارضايتي تماشاگران از اين فيلم به گوش رسيده است و همچنين سفارشات برخي نشريات مبني بر متفاوت بودن (و يا تجربي بودن) آن هر كسي را وسوسه مي كند كه به ديدن اين فيلم كه در تراكتها و بروشورهاي تبليغاتي خود با راشومون و داگويل و چند اثر ديگر از اين دست مقايسه شده و ادامه منطقي چنان فيلمهايي شمرده شده است، بشتابد.

براستي تا كجا مي بايست به ديدگاههاي مخاطب عام بدبين بود؟ چه بسا اعتراض تماشاگران به فضاي كسالت بار و خستگي آور فيلم به حساب عوام زدگي آنها گذاشته شود و مايه فخر و مباهات آفرينندگان اثر گردد. اما براستي چه كسي امير را كشت؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 8:40  توسط سعيد جهانيان  | 

آيا جامعه مي تواند يك سازمان باشد؟

در اين جستار سعي بر آن بوده است تا با توجه به تئوريهايي كه در مورد سازمان و جامعه عرضه شده اند به ارتباط اين دو با هم پرداخته شود. آنچه به عنوان موضوع محوري در تمام مباحث مطرح شده است، مكانيزم كنترل و چگونگي حضور آن در انواع سازمان و جامعه بوده است. از منظر اين نوشتار جامعه ذاتاً ماهيتي متفاوت از سازمان دارد ولي اين به آن معنا نيست كه خصلت سازماني به خود نگرفته است، آنچه به آن اشاره شده اين است كه فرايند تبديل جامعه به سازمان به دو صورت روي مي دهد، يكي هنگامي است كه جامعه تبديل به يك سازمان واقعي مي شود  و ديگري همان است كه از پارادايم و فضاي واقعي فاصله گرفته و در حوزه مجازي به اعتبار گسترش و پيشرفت امكانات اطلاعاتي و ارتباطي عصر حاضر و پررنگ شدن نقش اطلاعات،جامعه را  به يک  سازمان مجازي، بدل مي سازد. جامعه اي كه اينگونه سازماني مي شود، البته فاصلة عميقي با حالت قبلي مي يابد اما به نظر مي رسد كه گرفتار مسايل و مشكلاتي بسيار عميق تر از گذشته شده باشد. مشكلاتي كه بيش از همه گربيان انسان را گرفته و او را تبديل به كارگري تمام عيار در تمام حوزه زندگي از

خصوصي گرفته تا عمومي، كرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 13:19  توسط سعيد جهانيان  |