تو هرگز مرا نخواهي داشت" . اين جمله در يكي از آخرين فصلهاي فيلم توسط زن به مرد گفته مي شود كه در واقع بيانگر خاتمه دادن به تكاپوي بي حاصل قهرمان روان پريش فيلم در جهت جايگزيني يك زن (همسر يا معشوقه) به جاي مادر از دست رفته در نبردي خونين با پدر ( از نظر سمبليك) مي باشد. ديويد لينچ فيلمساز با ارزشي است. فيلم هاي او امكان لمس شگفتي هاي درون انسان را فراهم مي آورند. براي درك آثار لينچ و برقراري ارتباط با ساختار روايتي به ظاهر پيچيده آنها آشنايي با فرويد و لكان حياتي است
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 10:58  توسط سعيد جهانيان
|
با مرگ مادر بزرگم نفس راحتي كشيدم. سالها بود كه گمان مي كردم با حضور او در جهان و د ركنا ر ما، همه به گذشته تعلق داريم. به نظر مي رسيد كه با حضور خود حال و آينده را نابود كرده است. حتما همه قبول داريد كه آدمهاي قديمي كه سالها و بلكه دهها سال پيش مرده اند با مرگ خود امكان به وجود آمدن دوره هاي جديدتر و زمانهاي بعد تر را فراهم آورده اند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 17:18  توسط سعيد جهانيان
|
فيلسوفان تا به حال جهان را تفسير كرده اند اما مساله بر سر تغيير آن است" (مارکس، تز يازدهم از مجموعه تزهايي به فويرباخ)
به منظور توضيح بنيادهاي انديشه مدرن غربي توجه به پايه هاي روانكاوانه مانند آنچه به عنوان عشق غربي مورد اشاره قرار گرفته است مي تواند وسوسه اي جذاب باشد. در اين بخش به ارتباط بين رابطه عشقي غربي با رابطه شناختي مدرن پرداخته مي شود و در بخش ديگر نيز پيامدهاي عشق شرقي مورد اشاره قرار مي گيرند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 15:29  توسط سعيد جهانيان
|