تبليغاتX
بازی های رواني - زباني

بازی های رواني - زباني

ارائه ديدگاههايی درباره روانكاوي , فلسفه و شاید هم سينما

وقتي كه يك نويسنده بي تجربه باشد!

مرد با  عجله تمام در حال بستن چمدان لباسهايش است.  د رگوشه اي از اتاق اجاره اي او در طبقه پنجم از يك ساختمان قديمي كه مشرف به يك حيابان بزرگ است، سگ كوچكش تمامي حركات  او را تحت نظر دارد. در ساختمان روبرويي دختر بچه اي از پنجره اتاقش در حال تماشا كردن خيابان و عبور ماشين ها ست. دختر بچه اگر نگاه خود را بچرخاند مي تواند داخل اتاق مرد را هم ببيند ولي او فعلا  علاقه اي به چنين چرخشي ندارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 11:27  توسط سعيد جهانيان  | 

جهان تخت است؟! شوخي مي كنيد آقاي فريدمن!

اين دومين باري است كه با مطالعه يك كتاب احساس ناخوشايندي نسبت به كار و شغل در من بوجود می آید. نخستين آن زماني بود كه كتاب " آزادي و سازمان" اثر راسل را خواندم. در فصلهايي از آن كتاب وضعيت كارگران در قرن نوزدهم انگليس بر اساس گزارش هاي موجود شرح داده شده است(البته در آثار ماركس و انگلس هم گزارش مفصلي در اين مورد ارائه شده است.). زماني كه حتي كودكان 7 تا 9 ساله به مدت 14 تا 16 ساعت از روز را در كارخانه ها به كار مشغول بودند. دومين بار هنگامي بود كه كتاب تحسين برانگيز! جناب تامس فريدمن را خواندم: جهان تخت است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 10:44  توسط سعيد جهانيان  | 

درخدمت و خيانت روشنفكران!؟

اجازه بدهيد درهمين ابتدا كار را یکسره کنیم! راستش را بخواهيد روشنفكر قرار نيست خدمتي بكند و يا خيانتي را مرتكب شود! حتي ايده مبتذل تعهد روشنفكرانه نيز چندان ديگر بكار نمي آيد. روشنفكر تنها يك مسووليت (مسووليت!!) دارد و البته بهتر است بجاي مسووليت بگوييم چاره!. تنها چاره براي يك روشنفكر اين است كه واقعيت داشته باشد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:56  توسط سعيد جهانيان  |