تبليغاتX
بازی های رواني - زباني - هرمنوتيك گادامر; اقتدار سنت/ گريز از محافظه كاري(1)

بازی های رواني - زباني

ارائه ديدگاههايی درباره روانكاوي , فلسفه و شاید هم سينما

هرمنوتيك گادامر; اقتدار سنت/ گريز از محافظه كاري(1)

 

از هنگامي كه گادامر[1] ، به عنوان برجسته ترين شاگرد هايدگر، نظريه هرمنوتيك فلسفي خود را ارائه كرده است و به طورخاص با انتشار كتاب او تحت عنوان "‌حقيقت و روش[2] " ، هدف انتقاد هاي بي شماري بوده است.  جهت گيري كلي اين انتقادها آشكار ساختن دو خصلت محافظه كاري و نسبي گرايي در نطرات گادامر  بوده است. در اين نوشتار  نشان داده مي شود كه چگونه - با توجه به تاثير پذيري گادامر از هگل-  هرمنوتيك فلسفي گادامر را نمي توان  به محافظه كاري متهم نمود.  يكي ازكساني كه به محافظه كاري در هرمنوتيك گادامر اشاره كرده است،‌ يورگن هابرماس مي باشدكه در انتقاد از گادامر،‌ اصطلاحات اصلي او مانند‌" سنت"، "اقتدار"  و "پيش داوري ها" را مبناي كار خود قرار داده است.  از نظر او ، هرمنوتيك گادامر،  از آنجا كه  امكان ايجاد "فهم" در خارج از اقتدار سنت را در نظر نمي گيرد،  داراي منشي محافظه كارانه است[3]. به طور كلي ادعاي گادامر برآن است كه فاعل جستوگر دانش و همچنين موضوع مورد بررسي و شناخت، هر دو مي بايستي به عنوان بخشي از " سنت " در نظر گرفته شوند. قضاوتها و داوري هاي  ارائه شده در مورد آثار هنري و يا حتي در مورد تاريخ نمي توانند به طور كامل آزاد از مباني شناختي نهفته در سنت فهميده شوند. به عبارت ديگر هر قرائتي كه از سنت بوجود مي آيد ضرورتا خود بخشي از سنت است. فهم بر مبناي پيش داوري هاي موجود در سنت ممكن مي شود و فهم آزاد از پيش داوري به عنوان يك امر ناممكن در نظر گرفته مي شود. حتي شورش در مقابل سنت نيز خود  متكي به سنت بوده و ايده ها و عقايد خود را از آن مي گيرد و در نتيجه چنين كنشي تنها به معناي كنشي  اصلاحي  در سنت خواهد بود.  در واقع عقيده محوري گادامر اين است كه حتي " نفي سنت" به عنوان واكنشي در مقابل هنجارهاي به رسميت شناخته شده سنت، تنها بر اساس  دركي متفاوت از مفاهيم مشروع سنتي شكل مي گيرد نه به صورت امري خارج از آن . به عنوان مثال هنگامي كه معناهاي  جديدي  جايگزين معاني رايج براي مفاهيمي مانند " عدالت" يا "‌آزادي"‌ مي شوند، اين  معاني و ايده هاي جديد در يك فضاي خالي يا خلاء بوجود نمي آيند بلكه هر مفهوم جديدي فقط به صورت گونه اي جرح و تعديل در مفاهيم قبلي ظهور مي كند.  

مفهوم" سنت" در نزد گادامر با ديدگاه هگل در باره"تاريخ" قابل انطباق است ، جايي كه تحقق آزادي به عنوان بخشي حياتي و ضروري از تحقق عقل در تاريخ عمل مي كند.  در تفكر هگل، آزادي نه صرفا به عنوان فراورده اي تصادفي و عرضي از پيشرفت  تاريخي  بلكه  به عنوان ابزاري اجتناب ناپذير و ضروري در جهت تحقق اين پيشرفت در نظر گرفته مي شود. در عين حال در ديدگاه هگل آزادي به عنوان يك ارزش " عقلاني" ظهور مي يا بد و بدين ترتيب ضرورت خود را از مبنايي عقلاني بدست مي آورد. چنين مبنايي به آزادي جايگاهي به مثابه يك "‌ارزش سطح بالاتر"  اعطاء مي كند كه آن را از فدا شدن در مقابل ديگر ارزشها نگاه مي دارد. در چنين فضايي،  آزادي به عنوان جزئي پر اهميت از سنت فهميده مي شود.



[1] هانس- گئورگ گادامر در 11 فوريه 1900 در آلمان متولد شد و در 3 مارس 2002 در هايدلبرگ آلمان وفات يافت.

[2] Gadamer.H.G,(1966),"Truth and Method", Sheed  & Word,London,1993

[3] براي آگاهي از نطرات هابرماس در مورد گادامر بنگريد به:

Dews.P,"Habermas:A critical reader",Blackwell publishers,Oxford/Massachusetts,1999

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 12:49  توسط سعيد جهانيان  |