تبليغاتX
بازی های رواني - زباني - هرمنوتيك گادامر; اقتدار سنت/ گريز از محافظه كاري(2)

بازی های رواني - زباني

ارائه ديدگاههايی درباره روانكاوي , فلسفه و شاید هم سينما

هرمنوتيك گادامر; اقتدار سنت/ گريز از محافظه كاري(2)

اگر از " سنت"  تنها معناي " سنت مدرن"‌ را در نظر داشته باشيم، آنگاه مي توان قرائت گادامر از سنت را محافظه كارانه دانست ، محافظه كارانه همچون امري مقاوم در مقابل تغيير پذيري. به نظر مي رسد كه انعطاف پذيري و نرمش در مقابل تغيير،  هسته تفكر مدرن بوده و آزادي در معناي اخلاقي، اجتماعي،‌ سياسي ، تكنولوژيك و همچنين اقتصادي حود ، بخش مركزي اين نوع از تفكر باشد.

هابرماس در نقد از گادامر بر مباني جامعه شناختي خود تكيه مي كند در حالي كه اختلاف نظر بين قرائت هاي هابرماس و گادامر از اصطلاح " سنت"‌، فرا تر از رويكردهاي جامعه شناختي هابرماس مي رود. آثار جامعه شناختي كساني مانند وبر، دوركهايم و ماركس، با در نظر گرفتن و توجه به اختلافات موجود در جوامع سنتي و مدرن، عملا مبتني بر ديدگاهي معطوف به دوگانگي فرهنگي بوده است و درنتيجه مفهوم" سنت" از نظر آنها تنها در تقابل با مدرنيته فهميده مي شود در حالي كه ممكن است يك جامعه هر دو خصوصيات سنتي و مدرن را به طور همزمان دارا باشد. گادامر برخلاف ديدگاههاي رايج جامعه شناختي ،  سنت را  به مثابه مفهومي  فراگير و همه- شمول به كار مي برد و از اين منظر ايده مدرنيزاسيون را مي توان به عنوان نيرويي موجود و نهفته در بطن سنت اروپايي تلقي نمود و حتي از آن به عنوان آن بخش از سنت اروپايي كه به صورت مسلط و مقتدر درآمده است، ياد كرد. بدين ترتيب حتي مدرنيته را  در معنايي  وسيع تر مي توان در زمره يكي از انواع" سنت" ها قرار داد. با توجه به اينكه مفروض هرمنوتيك گادامر قايل شدن به" انواع سنت ها "مي باشد، در نتيجه انتقاد هابرماس به او ( كه متكي است بر تقابل سنت/ مدرنيته) به نظر يك جانبه و دور از درك مناسبي از عمق معناي هر منوتيك گادامر باشد.  به علاوه اگر مطابق با نظر گادامر آزادي به عنوان يكي از" پيش داوريهاي" مسلط در جهان مدرن(سنت مدرن) در نظر گرفته شود، آنگاه  اصطلاح " پيش داوري" نيز مي تواند حاوي گونه اي خصلت "‌انتقادي" باشد. .  مي توان ادعا كرد كه "سنت مدرن"‌ ، نه فقط آزادي را به عنوان يكي از ايده هاي پيش- تاز خود ارائه كرده است، بلكه اين ايده پيش- تاز در خود حاوي توان بالقوه قدرتمندي براي تفكر انتقادي مي باشد. نتيجه آنكه " سنت"‌ لزوما به معناي محافظه كاري و نگرش غير انتقادي نيست.

 

براي مطالعه بيشتر مي توانيد رجوع كنيد به :

Hedberg. Petla(2003),"Freedom, Reason and history: the Hegelian heritage in Gadamer and Habermas",Parbel,Vol.VI,1/2003,pp.19-43

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 15:0  توسط سعيد جهانيان  |