ليوتار و حساسيت به روايتهاي كلان
در اين نوشتار قصد تشريح و توضيح مفهوم پست مدرن را ندارم بلكه بيشتر سعي ام بر آن است كه با استفاده از اشاره هاي كوتاه و گذرا بر اساس نظرات ارائه شده در متون اصلي يكي از مهمترين نظريه پردازان اين حيطه يعني ژان فرانسوا ليوتار، شرايطي را بوجود آورم كه بر پايه آن تمايل به كنكاش و جستجو در متون مرجع و معتبر مرتبط با موضوع مورد بحث را در كساني ايجاد كنم كه تا پيش از اين گمان مي كرده اند فهم و درك چنين مفاهيمي را مي توان به مانند موضوعات روزمره مورد علاقه خود از طريق روزنامه ها و يا مانند آن كسب كنند. بي شك موضوع و دستمايه پست مدرن، مطالعه و بررسي "وضعيت مدرن" است. به بيان ديگر مي توان چنين ادامه داد كه پست مدرن خود آگاهي مدرنيته است. در واقع مدرنيته با تمام خصوصياتي كه دارد، از هر موقع كه شكل گرفته باشد همواره مبتني بر يك رهيافت ديالكتيكي بوده است. اين بدان معناست كه در طول تاريخ تكوين مدرنیته شاهد ظهور شرايط انتقادي دروني در مقابل رويكردهاي ايجابي بوده ايم. به عنوان مثال در مقابل عصر روشنگري جنبش رمانتيسم شكل گرفته است و در مقابل سرمايه داري لجام گسيخته (اصطلاح از پوپر است) ، سوسياليسم ماركسيستي ظهور يافته است و مانند اينها. به نظر مي رسد كه تقابل مدرن/ پست مدرن را بتوان به عنوان وضعيت تكامل يافته، انضمامي و عقلاني (اصطلاحات هگلي)از ديالكتيك مدرنيته به حساب آورد و از همين روست كه از ايجاد گونه اي خود آگاهي در چنين وضعيتي سخن به ميان مي آيد. ليوتار معتقد است كه مدرنيته همواره متكي بر فرايند ايجاد و حفظ انواع روايتهاي كلاني بوده است كه به عنوان پايگاه مشروعيت بخشي و توجيح انواع ديدگاهها و كنشها در دوره هاي مختلف حركت مدرن بوده اند. او در اثر مهم خود، وضعيت پست مدرن ، مي گويد: "موضوع اين مطالعه وضعيت دانش در توسعه يافته ترين جوامع مي باشد. من تصميم گرفته ام كه از واژه پست مدرن براي تشريح اين وضعت استفاده كنم. اين واژه در حال حاضر مورد استفاده منتقدين و جامعه شناسان آمريكايي قرار گرفته است و وضعيت فرهنگ ما را در پي تغييراتي كه از انتهاي قرن نوزدهم در قواعد بازي علم، ادبيات، و ساير هنرها بوجود آماده است شناسايي و طرح افكني مي كند. مطالعه حاضر جايگاه اين تغييرات را در زمينه " نقد روايتها' نشان خواهد داد". ( Lyotard,1984) از ديدگاه ليوتار پست مدرن وضعيتي است كه مشروعيت و اقتدار روايت هاي كلان مورد ترديد قرار مي دهد. بنا بر نظر او وضعيت پست مدرن را نبايستي همچون يك دوره و يا يك معرفت شناسي، يك سبك معماري، هنري يا فرهنگي و يا حتي يك شكل سازماني در نظر گرفت. ). ليوتار به منظور روشن نمودن فضاي بحث خود ليستي از انواع روايت هاي كلان مدرن ارائه مي كند. از نظر او "انديشه و كنش در قرون نوزدهم و بيستم تحت سيطره ايده "رهايي" است. البته اين ايده بسته به فلسفه هاي مختلف تاريخ، نمود هاي مختلفي داشته است. روايتهاي كلاني كه سعي در سلزماندهي انبوه رخدادها و حوادث داشته اند و برخي از آنها عبارتند از: روايت مسيحي رستگاري و رهايي از گناه نخستين از طريق عشق ; روايت رهايي از جهل و بردگي از طريق دانش و مساوات در دوران روشنگري; روايت ذهني تحقق ايده جهاني از طريق ديالكتيك امر انضمامي; روايت ماركسيستي رهايي از بهره كشي و از خودبيگانگي از طريق اجتماعي سازي (جمعي سازي)كار و همچنين روايت سرمايه دارانه رهايي از فقر بوسيله توسعه صنعتي". 1992، Lyotard)
ليوتار توضيح مي دهد كه مدرنيته در هر عصري كه ظهور مي كند، نمي تواند بدون در هم شكستن عقايد و باورها و كشف " كاستي واقعيت" در واقعيت و در عين حال ابداع "واقعيتهاي ديگر" به حيات خود ادامه دهد. (Lyotard,1984,p.77 (. توضيح و تشريح چنين خصلتي براي مدرنيته نيازمند ظهور گونه اي خود آگاهي است كه از آن به " پست مدرن" ياد مي كنيم. پس "بدون شك پست مدرن خود بخشي از مدرن است وچيزي به معناي پايان مدرنيسم نيست بلكه نمايانگر آغاز و تداوم آن است" . تنها در چنين بستري است كه امكان فهم و درك عميق مدرنيته و فراورده هاي آن حاصل مي شود. از اين ديدگاه "يك اثر(متن ادبي و يا اثر هنري) تنها هنگامي مدرن است كه از پيش پست مدرن باشد"( Ibid,p.79)..
يك هنرمند يا نويسنده پست مدرن در موقعيت يك فيلسوف قرار دارد" : متني كه مي نويسد و يا اثري كه خلق مي كند، تحت هدايت قواعد از پيش تعيين شده نيستند و نمي توانند به واسطه انواع دسته بندي ها و شباهتها مورد داوري قرار گيرند. در واقع چنين قواعد و دسته بندي هايي خو د آن چيزهايي هستند كه اثر هنري در جستجوي آنهاست".(Ibid,p.81 )
منابع :
Lyotard.Jean-Francios(1984)"The Postmodern condition:a report on knowledge ",trans.Geoffery
Lyotard.Jean-Francios(1992)" The postmodern Explained to children :correspondence 1982-1985",trans,Julian Pefanis and Morgan Thomas .London : Turnaround
براي مطالعه بيشتر رجوع كنيد به :
Jones.C(2003),"Theory after the postmodern condition",Organization.v10(3),pp503-525..
Lyotard.Jean-Francios(1997)"Postmodern Fables",trans.Georges van den abbeele,
