پيدايش الگوهاي نوروتيك : آسيب شناسي زندگي روزمره
در اين نوشتار قصدم نشان دادن آن است كه چگونه برخي از الزامات و تغييرات برنامه ريزي شده به طور ناملموس و تدريجي موجب ايجاد شكلهاي يكسان و سبكهاي استاندارد زندگي به صورت الگوهايي مقبول و پذيرفتني شده و بخش هايي كلان از جمعيت جامعه را جهت دهي و هدايت مي كنند. الگوهايي كه در تحليل نهايي بيانگر انواع جنبه هاي مختلف ناكامي و سركوبي بوده اما در قالب هنجارهاي غير قابل ترديد اجتماعي بر تنظيم و سازمان دهي رفتارهاي زندگي روزمره حكم فرما هستند. برخي از اين الگوها عبارتند از فرهنگ شهر نشيني و آپارتمان نشيني، فرهنگ صرفه جويي، فرهنگ انضباط روابط جنسي و همچنين فرهنگ تحصيل و كسب علم . كاركرد تمامي اين الگوها ايجاد برچسب هايي براي پوشش دادن به يكساني و تكرار رفتارهاي افراد ي هستند كه بنا بر شرايط ذاتي پيشرفت تمدن به طور كلي و همچنين الزامات هر جامعه به طور خاص ، گرفتار روزمره گي اي هستند كه البته همواره همچون يك نشانه بيماري مورد اعتراض آنها بوده است.( غر زدن هاي هميشگي و ناليدن از تكرار و روزمرگي زندگي). در ادامه به ارائه برخي از عوامل ايجاد رفتارهاي نوروتيك و الگوهاي برچسب شده بر هر كدام از آنها پرداخته مي شود.
1- آپارتمان نشيني: اين يكي از اولين الزامات تمدن و شهرنشيني است كه موجبات ايجاد تغييرات اساسي در رفتارها و نحوه برداشت افراد جامعه از زندگي شهري بوده است. مسايلي مانند نحوه تعامل با همسايه ها، نحوه عبور و مرور به خانه، نحوه بر گزاري مهمانيها و حتي زمانبندي مواقع خواب و بيداري ومانند اينها همگي تحت تاثير فرهنگ آپارتمان نشيني متحول و متاثر شده اند كه امروزه به فرهنگي رسوخ ناپذير و مشروع مبدل شده است .
2- تلويزيون: ظهور تلويزيون و انواع تكنولوژي هاي مرتبط با آن تاثير فراواني بر روابط حاكم بر اعضاي خانواده نهاده است. به جرات مي توان گفت كه امروزه برنامه هاي تلويزيوني نقش اساسي را در تنظيم تعاملات افراد خانواده در طول مدت شبانه روز ايفا مي كنند. بي شك ساعت هاي محدود حضور اعضاي خانواده در كنار يكديگر را نمي توان بدون حضور مقتدرانه تلويزيون تصور كرد. چنين رسانه اي به عنوان مرجعي در جهت ارائه اطلاعات و انتقال دانش و فرهنگ پذيرفته شده جامعه و جهان مورد تقديس قرار مي گيرد.
3- تلفن همراه: ظهور اين تكنولوژي و گسترش روز افزون آن در انواع لايه هاي اجتماعي انواع رفتارهاي يكسان و قابل پيش بيني اي را موجب شده است. توجه بيمار گونه به پيام هاي كوتاه، زنگها و رينگها، مدل هاي مختلف گوشي ها و همچنين مواردي مانند وسوسه بازديد مكرر و تمام نشدني از صفحه نمايشگر گوشي ها در طول شبانه روز، بي توجهي به حضور ديگران در مواقع پاسخ دهي به كسي كه تماس گرفته است و مانند اينها بخشي از تاثيرات شديد تلفن همراه بر زندگي روزمره افراد مي باشند.
4- تحصيل وكسب علم: شايد يكي از مقتدرترين الگوهاي مورد قبول جامعه فرهنگ تحصيل و كسب علم باشد. تحت سلطه چنين الگويي بخش عظيمي از دوران كودكي، نوجواني و جواني اكثريت افراد به گونه اي كاملا منظم و انعطاف ناپذير برنامه ريزي و اشغال مي شود. ظهور انسانهايي با درجه بالايي از ذهنيت پردازي، احساس عدم امنيت، ضعف مهارتهاي ارتباطي و مانند اينها خود تنها بخشي از نتايج و آثار چنين الگويي است. امروزه حجم فراوان تبليغات و منابع مورد استفاده براي برگزاري انواع كلاسهاي آمادگي كنكورهاي گوناگون به عارضه اي اجتماعي مبدل شده است.
5- فرهنگ صرفه جويي: امروزه بنا بر انواع محدوديتهاي موجود در منابع مورد نياز اجتماع (آب، برق، سوخت و غيره) و شكل گيري انواع سهيمه بندي ها ، رفتارهاي مصرفي افراد به واسطه برنامه ريزي ها و زمانبندي هاي مختلف شكل دهي مي شود . تصور كنيد الزاماتي را كه سهميه بندي سوخت بر نحوه استفاده از اتومبيل ، تعداد و كيفيت مسافرتها و غيره تحميل كرده است.
6- زندگي كارمندي: بنا برضوابط حاكم بر شرايط كاري، كارمندان داراي محدوديتهاي زماني خاصي هستند كه همين باعث شكل گيري گونه مشخصي از رفتار افراد شاغل در ارتباط با خانواده شده است كه به عنوان يكي از ملموس ترين نتايج، استانداردها و هنجارهايي در امر زمانبندي و تنظيم برنامه هاي غذايي خانوداه ها بوجود آورده است. به عنوان مثال فرهنگ سه وعده غذا در روز براي خانواده ها به حالتهاي ديگري مبدل گشته است.
